زنخدان گشادن
مترادفها
مسخره کردن، ریشخند کردن، تمسخر کردن
فرهنگ معین
( ~. گُ دَ ) (مص ل. ) کنایه از: به جلوه درآوردن زیبایی و حُسن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نمایش دادن حسن و جمال.
ویکی واژه
کنایه از: به جلوه درآوردن زیبایی و حُسن.
جمله سازی با زنخدان گشادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خطی سبز از زنخدان می بر آورد مرا از دل نه کز جان می بر آورد
💡 ما سبکروحان به بوی سیب غبغب زندهایم سبزه ما آب از چاه زنخدان میکشد
💡 به غور چاه زنخدان که می رسد صائب مگر ز زلف درازش مرا رسن بخشند
💡 ز شوخی عرق شرم، سخت می ترسم که داغدار کند سیب آن زنخدان را
💡 در سر آن زلف جان عالمی بر باد رفت آب شد دلها چو آن چاه زنخدان ساختند
💡 آنقدر همرهی از طالع خود می خواهم که پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا؟
💡 در آن داستان قدیمی، وقتی که ظلم حاکم شد، مردم با تمام توان خود تلاش کردند تا راهی برای زنخدان گشادن و آزادی زندانیان پیدا کنند.
💡 شاعر در اشعار خود از استعاره زنخدان گشادن استفاده کرده است تا نشان دهد که چگونه روح انسان میتواند از بند محدودیتهای مادی رها شود.
💡 پس از سالها اسارت و تحمل سختیهای فراوان، بالاخره زمانی فرا رسید که با زنخدان گشادن، امید به زندگی دوباره در دلهای مردم جوانه زد.