زنبور کاتب

لغت نامه دهخدا

زنبور کاتب. [ زَم ْ / زُم ْ رِ ت ِ ] ( اِخ ) ابن فرج کاتب. بعربی شعر گفته و دیوان او پنجاه ورقه است. ( ابن ندیم، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). از معاصران ابونواس و بقول بعضی، آل نوبخت بمناسبت قطعه ای که زنبور کاتب در هجو علی بن ابی طالب و پیروان آن حضرت به اسم ابونواس ساخته و روایت کرده بود، ابونواس را مسموم ساختند. رجوع به خاندان نوبختی اقبال ص 22 شود.

فرهنگ فارسی

ابن فرجه کاتب به عربی شعر گفته و دیوان او پنجاه ورقه است.

جمله سازی با زنبور کاتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا نگردد خانه زنبور، دل از زخم نیش نیست ممکن در گلستان جهان نوشت دهند

💡 چه تعبير زيبائى قرآن دارد و اوحى ربك الىالنحل...:(پروردگارت به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد...)!

💡 خدا مى داند كه زنبور عسل چه كارهاى عجيبى را مى كند كه ما انسان ها با ادعاى شرافتمعلوم نيست بتوانيم انجام دهيم. حضرت رسول اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمايد:

💡 اگر یک لحظه از خال لب او چشم بردارم سویدا در دل بیطاقتم زنبور می گردد

💡 زنبور زردپا از جنوب شرقی آسیا، به ویژه مناطق گرمسیری، از شمال هند، پاکستان، افغانستان، بوتان، چین، تایوان، برمه، تایلند، لائوس، ویتنام، مالزی نشات می‌گیرد.

💡 مرا از خانه زنبور شهد این نکته روشن شد که چون افتاد منزل مختصر، پرنوش می باشد