فرهنگستان زبان و ادب
{suture , geosuture} [زمین شناسی] خطی که مرز میان دو قطعه پوسته را که زمانی از هم جدا بوده اند و اکنون به هم پیوسته اند نشان می دهد
{suture , geosuture} [زمین شناسی] خطی که مرز میان دو قطعه پوسته را که زمانی از هم جدا بوده اند و اکنون به هم پیوسته اند نشان می دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که یک تن درآمد به مغرب زمین برانداخت تخت و کلاه و نگین
💡 هم آسمان نتیجه عشق است و هم زمین هم آدمی ملازم عشق است و هم پری
💡 چو گردون بر زمین افگند سایه بیاید در نهان پیش تو دایه
💡 چو زر زیر زمین کردی چنین زود ترا خود زر کند زیر زمین زود
💡 آه گر زیر زمین بگذردی از عیوق صفحه آینه چرخ شدستی پنهان
💡 مهین کشور از هفت کشور زمین بدین جانور داد جان آفرین