زلزله سنج

مترادف‌ها

لرزه‌سنج

لغت نامه دهخدا

زلزله سنج. [ زَ زَ / زِ زِ ل َ / ل ِ س َ ] ( اِ مرکب ) آلتی است بسیار حساس که برای ثبت زمان، دوام و مسیر لرزش های زمین تعبیه شده است. ( از لاروس کوچک ). آلتی است که بدان از وقوع زلزله، شدت، وسعت منطقه و جهت آن اطلاع می یابند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

دستگاهی که به وسیلۀ آن از وقوع زلزله، شدت، جهت، و وسعت میدان آن مطلع می شوند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آلتی است که بدان از وقوع زلزله شدت وسعت منطقه و جهت وقوع آن اطلاع می یابند

جمله سازی با زلزله سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شمار کشتگان زلزله حدود ۲۱۳ نفر بوده‌است.تعداد زخمیان ۲۰۹۶ نفر برآورده شده‌است.

💡 دیگر به کجا می روی ای طالب آرام گردون تپش‌آباد و زمین زلزله دارد

💡 شمار کشتگان زلزله حدود ۹۴ نفر بوده‌است.تعداد زخمیان ۳۲۴ نفر برآورده شده‌است.

💡 شمار کشتگان زلزله حدود ۱۰ نفر بوده‌است.تعداد زخمیان ۵ نفر برآورده شده‌است.

💡 وقتی که بر زمین فتد از زلزله فزع جایی که بر فلک رسد از معرکه غبار

💡 ای که گاه خشم و روز کین، ز اطباق حشم رعب تو انداخته بر طاق کیوان، زلزله

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران