پی سنج

لغت نامه دهخدا

پی سنج. [ پ َ / پ ِ س َ ] ( نف مرکب ) عصب سنج. || ( اِ مرکب ) چکش گونه ای که طبیبان دارند و بر فرود زانوی بیمار زنند و اندازه عصبانیت بیمار بدان دریابند.

فرهنگ فارسی

عصب سنج چکش گونه که طبیبان دارند و برفرود زانوی بیمار زنند و اندازه عصبانیت بیمار بدان دریابند

جمله سازی با پی سنج

💡 در زمین نیست گهر سنج، و گرنه در پرده دل هست مراآبله بسیار

💡 چرخ قوال و، قد ما هست دفش سنج آن دست ز افسوس بهم سودن ما

💡 فیروز و جوانبخت و جوانمرد و هنر جوی بهروز و سخن سنج و سخندان و خردمند

💡 دابل-درامینگ (به انگلیسی: Double Drumming) به گونه‌ای ساخت و پرداخت شده بود که نوازنده را قادر به نواختن طبل با چوبک، و سنج‌ها با کوبش پا می‌نمود. با این رویکرد، طبل بزرگ معمولاً بر ضرب‌های ۱ و ۳ (در ضربآهنگ ۴/۴) نواخته می‌شد. با اینکه این سبک از اجرای سازهای کوبه‌ای در ابتدا برای رژه‌های نظامی طراحی شده بود، رویکرد سادهٔ آن موجب تولد موسیقی رگتایم گردید.

💡 اگر مستم اگر هشیار دستان سنج دیرینم ز گل بر هر سر شاخی هزاران داستان دارم

امنت یعنی چه؟
امنت یعنی چه؟
ژان نوزدهم یعنی چه؟
ژان نوزدهم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز