زرین تره

لغت نامه دهخدا

زرین تره. [ زَرْ ری ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) تره ای از زر. تره ساخته از طلا:
پرویز بهر خوانی زرین تره گستردی
کردی ز بساط زر، زرین تره را بستان
پرویز کنون گم شد، زآن گم شده کمتر گو
زرین تره کو برخوان رو کم ترکوا برخوان.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 364 ).

فرهنگ فارسی

تره از زر تره ساخته از ط

جمله سازی با زرین تره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان زرین‌دشت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱ نفر (۵خانوار) بوده‌است.

💡 چو داد اورنگ زرین را به خورشید برید از تخت و تاج و شاهی اومید

💡 زورق زرین مشکین بادبانم وانگهی در محیط مجلس آتش گذاران لنگرم

💡 بر میانشان حلقه بند کمرها شمش زر زیر ران با ساز زرین مرکبان راهوار

💡 یکی از چهار ملازم یوری میتسو، همان کینتارو یا پسر زرین بود که قدرتی فوق طبیعی داشت.

💡 بی‌بی ماهی طلایی یک ستاره است که در صورت فلکی ماهی زرین قرار دارد.

ساده‌دل یعنی چه؟
ساده‌دل یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
دوچین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز