لغت نامه دهخدا
زری دوزی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل دوختن زری. زربفت دوزی. ( فرهنگ فارسی معین ).
زری دوزی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) عمل دوختن زری. زربفت دوزی. ( فرهنگ فارسی معین ).
شغل و عمل زری دوز، دوختن پارچه های زری، زربفت دوزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گدایی است درین پرده من بگفتم و رفت تو دانی ار دری این پرده را وگر دوزی
💡 پته دوزی هماکنون درکرمان و زرند و رفسنجان و سیرجان رواج دارد و رایج است.
💡 خار این کوه و بیابان همه سوزن باید تا تو این پرده که بر ما بدریدی دوزی
💡 یقین که جامه تو دوزی ابر قدر هر کس تو داده مهر و فلک را دو جامه اطلس وار
💡 درو گر جامهای دوزی ز فضلش آستین یابی درو گر خانهای سازی ز عدلش آستان بینی
💡 چه کسی که هر که گردد به تو چون هدف مقابل اگرش به تیر دوزی ز تو چشم بر ندارد