زرده چاو

لغت نامه دهخدا

زرده چاو. [ زَ دِ ] ( اِ مرکب ) زردچوب. زردچوبه. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زردچوبه شود.

فرهنگ فارسی

زردچوب و زردچوبه

جمله سازی با زرده چاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای دوست چند گویی که از چه زرد رویی صفراییم برآرم در شور خویش زرده

💡 زرده دارتی، روستایی از توابع بخش پاپی شهرستان خرم‌آباد در استان لرستان ایران است.

💡 شام چون بر زرده ی زرین لگن گردم سوار قلب شب با تیغ گوهر آگین بر درم

💡 در طلب جفای من چرخ دو اسبه می دود زرده شام زیر دست ابلق صبح زیر ران

💡 دار زرده وَلگمهْ پئیزه مایی خالِ تکْ بَندمه، انتظارْمه وایی

💡 سطح آن را با برس زرده تخم مرغ بزنید تا قهوه ای شود. آن را در فر بپزید.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز