نرگس مست

لغت نامه دهخدا

نرگس مست. [ ن َ گ ِ س ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از چشم معشوق. چشم خمارآلود:
ز رشک نرگس مستش خروشان
به بازار ارم ریحان فروشان.نظامی.گفتم ای جان شدم از نرگس مست تو خراب
گفت در شهر کسی نیست ز دستم هشیار.عطار.غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند.حافظ.

فرهنگ فارسی

کنایه از چشم معشوق است چشم خمار آلود.

جمله سازی با نرگس مست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن سنبل پست پر ز تابش نگرید وان نرگس مست نیم خوابش نگرید

💡 دلم بربود دوش آن نرگس مست اگر دستم نگیری رفتم از دست

💡 سروقد تو تا گهی سوی چمن قدم نهد نرگس مست عمرها دیده به راه کرده است

💡 دل بندهٔ بند سنبل پست تو باد! جان شیفتهٔ دو نرگس مست تو باد!

💡 نهادم از سر مستی عنان تقوی را ز دست نرگس مست به دست باده فروش

💡 هستی اثری ز نرگس مست تو بود آب رخ نیستی هم از هست تو بود

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز