زرد گوشی

لغت نامه دهخدا

زردگوشی. [ زَ ] ( حامص مرکب ) بی غیرتی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). عمل زردگوش:
همی خواهد که سازد بوالهوس از سرخ رویانت
سیه رو باد هر کو کرد آخرزردگوشی را.ظهوری ( از آنندراج ).رجوع به زردگوش شود.

فرهنگ فارسی

بی غیرتی

جمله سازی با زرد گوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به شکر تیغ او چون غنچه کامم صد زبان دارد هزاران نکتهٔ رنگین به گوشی می‌زند خونم

💡 ای فیض مکن اسرار نزد کر و کور اظهار چون گوشی و هوشی نیست بیهوده چگوئی تو

💡 سبزه تربتش از آب گهر سبز شود هر که چشم آب دهد از در گوشی که تراست

💡 به غفلت از نوای ساز هستی بیخبر رفتم شنیدن داشت این افسانه گر می‌داشتم گوشی

💡 بازی‌های ویدئویی همچنین از طریق گوشی‌های موبایل، وسایل واقعیت مجازی، مرورگر اینترنت و آرکید نیز اجرا و انجام می‌شوند.

💡 نه نور از چشم‌ها یارست رفتن سوی صورت‌ها نه سوی هیچ گوشی نیز ره دانست آوائی

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز