زرد چول

لغت نامه دهخدا

زردچول. [ زَ ] ( اِ ) فولاد و آهن سخت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

فولاد و آهن سخت

جمله سازی با زرد چول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز روی زرد و لب خشک و چشم تر پیداست نشان عشق چه حاجت به شاهد است و گواه

💡 120-  مرغى است بزرگتر از مرغ خانگى گردنى بلند و بالهايى زرد دارد.

💡 دو زلف تو چوکند زرد و سرخ‌روی مرا کند ز غمزه کبود آن دو چشم جادوگر

💡 به جنگ آزمائی برون خواست مرد برون شد دلیری به خفتان زرد

💡 این‌همه صفرای تو بر روی زرد سرکهٔ ابروی تو کاری نکرد

💡 به سرخی چشم او چون ارغوان شد به زردی روی او چون زعفران شد

فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز