زرافشان کوس

لغت نامه دهخدا

زرافشان کوس. [ زَ اَ ] ( اِ مرکب )کنایه از آفتاب. ( آنندراج ). رجوع به زرافشان شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب

جمله سازی با زرافشان کوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نک چشم من تر می زند نک روی من زر می زند تا بر عقیقت برزند یک زر ز زرافشان من

💡 بس رخت به خیل کاو گروگان گردد گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد

💡 شاخ چون دست کریمان شد زرافشان از خزان در زر خالص زمین گردید پنهان از خزان

💡 ز پی، ناوک زنی سرکش، زرافشان تیر درکش؛ کمان سیمین، زهش زرکش؛ برآمد ناگه از مکمن!

💡 بس که بر سایه نشینان زرفشان گشت آفتاب زخمهای سایه بر دنیا زرافشان گشت باز

💡 گفته می‌شود در حدود ۱۰٪ از تاجیک‌ها موی بلوند دارند، که بیشتر در ناحیهٔ زرافشان و پامیر فراوانند.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز