لغت نامه دهخدا
زحل گون. [ زُ ح َ ] ( ص مرکب ) مانند زحل، زحل آسا. در این بیت خاقانی آمده:
رشوت حلمش دهد جوشن مریخ را
چون بکف شاه دید تیغ زحل گون فلک.خاقانی.
زحل گون. [ زُ ح َ ] ( ص مرکب ) مانند زحل، زحل آسا. در این بیت خاقانی آمده:
رشوت حلمش دهد جوشن مریخ را
چون بکف شاه دید تیغ زحل گون فلک.خاقانی.
مانند زحل زحل آسا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1- بعضى آسمانهاى هفتگانه را، همان (سيارات سبع ) مى دانند (عطارد زهره، مريخ،مشترى، زحل، و ماه و خورشيد) كه به عقيده دانشمندان فلكى قديم جزء سيارات بودند.
💡 ای نحس چو مریخ و زحل بیگه و گاه چون زهره غرو چو مشتری غره به جاه
💡 چنان گوید که از بیمش زحل رایتر کدزهره زمین را بشکند مهره فلک را بگسلد چنبر
💡 و دور اعظم زحل، 255 سال است و گفته اند كه آن عمر سامرى است از بنىاسرائيل.
💡 خط زهره است چو از شمس روی سوی زحل خط مریخ چو از زهره به برجیس روی
💡 رزماری سعید زحلان (زادهٔ ۲۰ اوت ۱۹۳۷ – درگذشتهٔ ۱۰ مه ۲۰۰۶) مورخ و نویسنده فلسطینی-آمریکایی و خواهر ادوارد سعید بود.