زبده ٔ توتیا

لغت نامه دهخدا

زبده توتیا. [ زُ دَ / دِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کلورید زنگ. رجوع به دائرة المعارف بستانی: «زبده » و «زنگ » و نیز رجوع به زنگ و توتیا در این لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

کلرید زنگ

جمله سازی با زبده ٔ توتیا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اجازت قدم او بیار تابدهم که هست منت از این توتیا بدیده حور

💡 ز یک میل گرزش کشد در وغا به چشم زره ز استخوان توتیا

💡 نگاهش ار به سر نامه وفا ریزد سواد صفحه ز کاغذ چو توتیا ریزد

💡 هر آن کس که دیده ست آن خاک پا نیاید به چشمش دگر توتیا

💡 داده از خاک پای یار نشان منّت توتیا به دیدة ماست

💡 تو دیده باز کن ای بخت منتظر که صبا به توتیا کشی چشم انتظار آمد

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز