زبانه ٔ میزان

لغت نامه دهخدا

زبانه میزان. [ زَ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) تکمه و میله میان شاهین ترازو:
اندر میان نیک و بد خویشتن
ماننده زبانه میزان کنم.ناصرخسرو.رجوع به زبانه ترازو شود.

فرهنگ فارسی

تکمه و میله میان شاهین ترازو

جمله سازی با زبانه ٔ میزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چـون اگـر به اموال شما طمع كند و از شما بخواهد كه در اختيار او قرار دهيد و خود تهىدست شويد بخل مى ورزيد و كينه هاى درونيتان به بيرون زبانه مى كشد (37).

💡 چه شعله‌ها که مرا از زبان زبانه کشد چو ای حدیث غم هجر بر زبان آیی

💡 در یک جادونوشت دو زبانه که به زبان سومری و اکدی نوشته شده‌است، خدای آسارولودو "اودوگ اهریمنی" را اینگونه برای پدرش انکی توصیف می‌کند:

💡 لبه‌های پایین مقطع به صورت فاق و زبانه با پانلهای مجاور در هم قفل می‌شوند و در بالا فضای لازم جهت میلگرد گزاری فراهم می‌شود.

💡 من مست غوطه در ته دریای آتشم آگه نیم که شعله کدام و زبانه چیست

💡 چو شانه دور کند با زبانه تاب از موی دمی که حفظ تو آرد گذار بر آتش