زانو بر زمین نه

لغت نامه دهخدا

زانو بر زمین نهادن. [ ب َ زَ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) کرنش کردن. ( ناظم الاطباء ). کنایه از نهایت مؤدب و متواضع بودن است. ( مجموعه مترادفات ص 190 ):
نهادند زانو همه بر زمین
برآمد فغان از یسار و یمین.هاتفی ( از مجموعه مترادفات ).و رجوع به زانو بر خاک مالیدن شود.

جمله سازی با زانو بر زمین نه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وان بنفشه چون عدوی خواجهٔ گیتی نگون سر به زانو برنهاده رخ به نیل اندوده باز

💡 کشاورزی و دامداری، شغل اصلی مردم زحمتکش در این روستا است. به علت ناهمواری منطقه اکثریت مردم به مرور زمان به زانو درد مبتلا می‌شوند.

💡 اكنون حبيب، چون نهالى در مقابل خورشيد زانو زده است و موج آسا سر برساحل نگاه امام مى سايد.

💡 در نظربازی سرآمد چون نباشند آهوان؟ مدتی زانوی خود ته پیش مجنون کرده‌اند

💡 نقل است که سر زانوی او چون سر زانوی شتر شده بود، از بسیاری که در سجده بود.

💡 قرص مه را هر شبی چون بر سر بالین نهی آنک کردی زانوی ما را تو بالین یاد دار

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز