زاغ ده باش

لغت نامه دهخدا

زاغ ده باش. [ غ ِ دِه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زاغ اهلی است که بعربی قققه گویند. رجوع به منتهی الارب و اقرب الموارد و زاغ اهلی و زاغ دشت شود.

فرهنگ فارسی

زاغ اهلی است که به عربی قققه گویند

جمله سازی با زاغ ده باش

💡 خون هزار زاغ بریزم به بوم خویش آید به جلوه باز چو طاوس انقلاب

💡 باد سرد آمد چو آه عاشقان هنگام هجر بانک زاغ آمد چو از معشوق پیغام جفا

💡 زاغ مقلد یک رمان از سوزان کالینز در ۲۰۱۰ میلادی است.

💡 نخستین مرغ بودم من درین باغ گرم بلبل کنی کینت و گر زاغ

💡 عکّه و درّاج با طوطی و زاغ میپریدند اندر آن وادی باغ

💡 پرندگان: شاهین، عقاب، کبک، گنجشک، تیهو، شانه به سر، پرستو، کلاغ، زاغ بور

ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
آراست یعنی چه؟
آراست یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز