لغت نامه دهخدا
ریزان پشن. [ ] ( اِخ ) نام قلعه ای بوده: داوه، این دیه را ریذویه بنا کرده است صاحب قلعه که بر کوه خوشتر است و آن را قلعه ریزان پشن می گویند. ( ترجمه تاریخ قم ص 71 ).
ریزان پشن. [ ] ( اِخ ) نام قلعه ای بوده: داوه، این دیه را ریذویه بنا کرده است صاحب قلعه که بر کوه خوشتر است و آن را قلعه ریزان پشن می گویند. ( ترجمه تاریخ قم ص 71 ).
نام قلعه بوده. داوه این دیه را ریذویه بنا کرده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلایل متعددی برای ایجاد شکاف مهارتی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها نبود زبان مشترک بین فعالان صنایع، جویندگان کار و برنامه ریزان آموزشی در دانشگاهها است.
💡 مشک ریزان میجهد، باد صبا از کوی دوست شاخهای گویی ربودست، از خم گیسوی دوست
💡 خون رنگینم که ریزان گشته از چشم پرآب گوئی از جوی گلوی مرغ بسمل ریخته
💡 ستاره تو گفتی که ریزان شده است وگر هور تابان گریزان شده است
💡 صبح از لبِ او خنده زنان میآمد شب از چشمم ستاره ریزان میرفت
💡 این نرمافزار همچنین به طور پویا با سامانههای اطلاعات جغرافیایی مرتبط میشود و قادر است کلیه اطلاعات را بر روی نقشه محل وقوع بحران به برنامه ریزان و مدیران و تصمیم گیران ارائه دهد.