ریاح افرسه

لغت نامه دهخدا

ریاح افرسه. [ ح ِ اَ رِ س َ / س ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریاح الافرسة. ریاح افرسه. زوال فقره ای از فقرات پشت باشد از جای خویش برای ورم سخت که در زیر آن پیدا آید. ( یادداشت مؤلف ): فصل سی وهشت در وجع ظهر و ریاح افرسه و عرق النسا و نقرس و دوالی بکار آید. ( منهاج المبتدئین ). درد پشت و تهیگاه و مهره ها که به تازی ریاح الافرسه گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

ریاح الافرسه. ریاح افرسه. زوال فقره از فقرات پشت باشد از جای خویش برای ورم سخت که در زیر آن پیدا آید.

جمله سازی با ریاح افرسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چمن از لطف خدا گشته چو مسجد معبد بسته صفها بلب جو ز ریاحین بیحد

💡 خطه باغ از ریاحین سبزتر از خط دوست گوشه شاخ از شکوفه پر درر چون گوش یار

💡 کباب ترش (کباب آغشته به رب انار و گشنیز و دیگر ریاحین و طعم دهنده‌های محلی)

💡 از ریاحین صف زده نظارگان بر هر کنار چون عروسان گلبنان اندر میان آراسته

💡 ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان مست شراب هم به ریاحین فرو فشان

💡 گل چو یوسف میفروشد حسن در مصر چمن چون خریداران بگردش از ریاحین انجمن

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز