رویید نگاه
لغت نامه دهخدا
روییدنگاه. [ دَ ] ( اِ مرکب ) محل انبات و روییدگی و فزونی. ( ناظم الاطباء ). منبت. رستنگاه: مَورِم؛ روییدنگاه دندان. مَشجَر؛ روییدنگاه درخت. ( یادداشت مؤلف ). قصیص، قصقص؛ روییدنگاه موی سینه. ( منتهی الارب ). قصباء؛ روییدنگاه نی و کلک. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
محل انبات و روییدگی و فزونی
جمله سازی با رویید نگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو خاک شاه شدم ارغوان ز من رویید چو مات شاه شدم جمله لعب را بردم
💡 از بقیهٔ خور که در دندانش ماند کرمها رویید و بر دندان نشاند
💡 رسته گزها جای سرو و نسترن خار و خس رویید جای یاسمن
💡 پر و بال از جلال حق رویید قفس و مرغ و بیضه پران شد
💡 بر جای بوسهٔ لبان اهریمن، بر دو کتف ضحاک دو مار سیاه رویید. مارها را از بن بریدند، اما به جای آنها بیدرنگ دو مار دیگر رویید. ضحاک پریشان شد و در پی چاره افتاد. پزشکان هرچه کوشیدند سودمند نیفتاد.