روشنایی پخشیده

مترادف‌ها

تابیده، منتشر شده

فرهنگستان زبان و ادب

{diffuse illumination} [فیزیک] روشنایی حاصل از چشمه های متعدد با پراکندگی بالا

ویکی واژه

روشنایی حاصل از چشمه‌های متعدد با پراکندگی بالا.

جمله سازی با روشنایی پخشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روشن بود این برهمه کاندر خانه گر روزن پیش روشنایی بیش است

💡 خواهد از رای روشنش هر روز جرم خورشید روشنایی وام

💡 ز روشنایی روی تو خیره گشت دلم چنانکه عکس جمال تو گشت حایل ما

💡 وزان روی بهرام لشکر براند به روز اندرون روشنایی نماند

💡 بپرسید زو شاه و شادی نمود ز دیدار او روشنایی فزود

💡 ز رشک شمع دل خویش می خورم صائب که جسم تیره خود صرف روشنایی کرد

💡 طراحان دکوراسیون داخلی برای ایجاد فضایی آرامش‌بخش در اتاق نشیمن، از منابع نور غیرمستقیم برای ایجاد یک روشنایی پخشیده و ملایم استفاده می‌کنند.

💡 در عکاسی تبلیغاتی، استفاده از سافت‌باکس‌ها باعث ایجاد روشنایی پخشیده می‌شود که سایه‌های تند را از روی محصول مورد نظر حذف می‌کند.

💡 با ورود نور خورشید از میان پرده‌های نازک، روشنایی پخشیده و زیبایی به فضای اتاق می‌تابد که حال و هوای محیط را تغییر می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران