روزگار شمردن

فرهنگ معین

( ~. ش ِ دَ ) (مص ل. ) چندی به سر بردن، چند صباحی عمر کردن.

ویکی واژه

چندی به سر بردن، چند صباحی عمر کردن.

جمله سازی با روزگار شمردن

💡 شاها! منم که «ترکی» مدحت گر توام مداحی توام شده در روزگار فاش

💡 پیشینه منطقه طالقان به روزگاران بسیار کهن بازمی‎گردد.

💡 پیراهنی کجاست، که بر اهل روزگار روشن شود که دیده یعقوب کور نیست

💡 سقّا ندیدم و نشنیدم به روزگار از سوز تشنگی شررش بر جگر زند

💡 سحاب خرمی آبی بر وی کار آورد نوید عیش بفریاد روزگار رسید

💡 کبست کاشتم اندر زمین دل به طمع بجز کبست نیاورد روزگار برم

هلابیکم یعنی چه؟
هلابیکم یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز