بر استاد کردن

لغت نامه دهخدا

بر استاد کردن. [ ب َ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درست کردن. درست آمدن. ( فرهنگ فارسی معین ): ما را هرچه اندیشه میکنیم بر استاد نمیکند که ده هزار سوار ترک در میان ما باشند. تدبیر این چیست. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 481 ). و درحاشیه بیهقی آمده: ظاهراً بر استاد کردن بمعنی دوست بودن و درست آمدن است اگر از فعل برایستادن باشد. بهرحال کلمه غریب است و بهمین جهت در بیهقی ادیب بجای آن نوشته است درست نمی آید. ( حاشیه بیهقی ص 481 ).

فرهنگ فارسی

درست کردن درست آمدن.

جمله سازی با بر استاد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مالک هنرمندی مهربان و پرهیزکار بود؛ افزون بر استادی تام در خوشنویسی، شعر می‌گفت و در معما و موسیقی نیز سررشته داشت. وقت زیادی را صرف مطالعه می‌کرد و به اغلب علوم متداول زمان مسلط بود. و علوم عقلی را نزد جمال الدین محمود شیرازی فرا گرفت.

💡 خردسالی که فروغ رخش از نور خداست چه عجب بر وی اگر خرده بر استاد آمد

💡 آنگاه كه شاگرد مى خواهد درس خود را بر استاد بخواند، بايد نوبت خويش را از لحاظتقديم و تاءخير، مراعات كند. او نمى تواند بدون اجازه و رضايت ديگران، نوبتاختصاصى آنها را اشغال نموده و قرائت درس خود را جلو اندازد.

💡 کتاب حسن بر استاد عشق خواندم گفت درین میانه همین آیت وفا غلط‌ست

💡 خسته قاسم یکی از ستون‌های استواری موسیقی عاشیقی است. وی، علاوه بر استادی در سرودن انواع قالب‌های شعری کلاسیک همانند قصیده و غزل، قالب‌های جدیدی را در ادبیات عاشیقی وارد کرد.

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز