روایی بخشیدن
مترادفها
اعتبار بخشیدن، تایید کردن، درست شمردن
متضادها
باطل کردن، بیاعتبار کردن
لغت نامه دهخدا
روایی بخشیدن. [ رَ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) روایی دادن. رجوع به روایی و روایی دادن شود.
فرهنگ فارسی
روایی دادن
جمله سازی با روایی بخشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زردپی پهن کفدستی یا پالمار آپونوروز (انگلیسی: Palmar aponeurosis) یک نیام است که ماهیچههای کف دست را میپوشاند و شامل بخشهای مرکزی، کناری و میانی است. نقش اصلی زردپی پهن کفدستی در چسبندگی محکم به پوست و قدرت بخشیدن به دست درگرفتن اشیاء و محافظت زردپیهای زیر آن است.
💡 لوری لینکا، نخستوزیر با نزاکت و محتاطی است. آقای لینکا، مخالفان خود را متهم میکند که از تبلیغات برای مسموم کردن افکار رایدهندگان استفاده میکنند ولی اذعان دارد که یک چنین احساساتی، به مصمم بودن او و سرعت بخشیدن به اجرای سیاستهایش کمک کردهاست.