لغت نامه دهخدا
رهن کاریز. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از بخش فدیشه شهرستان نیشابور. دارای 174 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده آنجا غلات و راهش اتومبیل رو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
رهن کاریز. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از بخش فدیشه شهرستان نیشابور. دارای 174 تن سکنه. آب آن از قنات و محصول عمده آنجا غلات و راهش اتومبیل رو می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
ده از بخش فدیشه شهرستان نیشابور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمهٔ صلب پدر چون شد به کاریز رحم زان مبارک چشمه زاد این گوهرین دریای من
💡 این روستا در دهستان کاریزان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۲۶خانوار) ۱۰۰نفر
💡 این روستا در دهستان کاریزان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 اومار، روستایی در دهستان ماده کاریز بخش سفیدآبه شهرستان نیمروز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 ور دگرباره به روم اندر کشی رایات خویش هرکجا در روم کاریزی بود پرخون شود
💡 کاریزان، دهستانی است از توابع بخش نصرآباد و در شهرستان تربت جام استان خراسان رضوی ایران.