لغت نامه دهخدا
رنگ نباتی. [ رَ گ ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگ سفید که مایل به سرخی باشد. ( بهار عجم ).
رنگ نباتی. [ رَ گ ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رنگ سفید که مایل به سرخی باشد. ( بهار عجم ).
رنگ سفید که مایل بسرخی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۲۰، با تشکیل وزارت کشاورزی، اداره دفع آفات نباتی ذیل آن قرار گرفت.
💡 چون توئی دارد بلنداقبال تا حالش چه گردد داشت حافظ هم به عهد خویشتن شاخ نباتی
💡 در روغنهای نباتی و فراوردههای آن و آجیل و دانهها و به مقدار کمی در سایر غذاها وجود دارد.
💡 در سال ۱۳۳۷، گردان سمپاشی هوایی در ادارهکل دفع آفات نباتی تشکیل شد.
💡 نسیمی کز حریم روضهاش آید عجب نبود اگر بخشد به طفلان نباتی روح حیوانی
💡 در خورِ توتیِ جان در چمنِ باغِ جمال چشمۀ خضرِ لبت تازه نباتی دارد