لغت نامه دهخدا
مشتمالی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) دلاکی کردن، یعنی مالیدن اندام به مشت و آن را به زبان هندی چپی گویند. ( آنندراج ):
سالکان از سر لگدکوب حوادث میشوند
ماندگان راه را از مشتمالی چاره نیست.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
مشتمالی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) دلاکی کردن، یعنی مالیدن اندام به مشت و آن را به زبان هندی چپی گویند. ( آنندراج ):
سالکان از سر لگدکوب حوادث میشوند
ماندگان راه را از مشتمالی چاره نیست.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).