رفیق هندی

لغت نامه دهخدا

رفیق هندی. [ رَ ق ِ هَِ ] ( اِخ ) داتارام. از گویندگان متأخر فارسی زبان هند و خود بت پرست بود. بیت زیر از اوست:
با دوست دشمنی و به دشمن تو دوستی
ای وای بر کسی که بود دوستدار تو.( از قاموس الاعلام ترکی ج 3 ).رجوع به صبح گلشن ص 183 و فرهنگ سخنوران شود.

جمله سازی با رفیق هندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل بیمار شد از دست رفیقان مددی تا طبیبش به سر آریم و دوائی بکنیم

💡 احمد رفیق (احمد رفیق شاعر، نویسنده، مورخ و استاد تاریخ) مدعی است که:

💡 باده‌گساران مست شراب جمع رفیقان مست و خراب بر بت ساقی داشته چشم بر مه مطرب داشته گوش

💡 مده ای رفیق پندم که نظر بر او فکندم تو میان ما ندانی که چه می‌رود نهانی

💡 در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۷ دبیرکل سازمان ملل دادگاه ویژه قاتلان رفیق حریری را برای سه سال دیگر تمدید کرد.

💡 مخالفان در این تظاهرات، رنگ قرمز و سفید را به نمایش گذاشتند و وفاداران نخست‌وزیر رفیق حریری به رنگ آبی مشخص می‌شدند.

آب‌پخش یعنی چه؟
آب‌پخش یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز