رصد بان

لغت نامه دهخدا

رصدبان. [ رَ ص َ ] ( ص مرکب ) که رصد بگیرد. منجم. ( یادداشت مؤلف ). رصدانگیز. || راهبان. باجگیر راه. آنکه در راه از عابران خراج گیرد. رصددار: و با رصدبانان خیانت مکن. ( منتخب قابوسنامه ص 182 ).
غم ز لب باج نفس می گیرد
عمر در کار رصدبان چه کنم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

که رصد بگیرد منجم راهبان باجگیر راه آنکه در راه از عابران خراج گیرد

جمله سازی با رصد بان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چندین سال پیش از ما بدین کار رصد بستند و کردند این نمودار

💡 وقت نازک باشد و جان در رصد با تو نتوان گفت آن دم عذر خود

💡 نیم ذره زان عنایت به بود که ز تدبیر خرد سیصد رصد

💡 ظلمت دل، کوری هرخسته دل بر رصد چشمه ی حیوان اوست

💡 عاقله شب توی بازرهانش ز ظلم نیم شبی بر فلک راه بزن بر رصد

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز