جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عوف همين مطلب را براى پسرش نوشت. پسر هر صبح و شام دو آيه فوق را خواند وتوكل به خدا نمود تا اينكه روزى در حالى كه نگهبانانغافل بودند بند پايش را گشود و به بيابان گريخت و از شترهاى كفار يك شتر راگرفت و بر آن سوار شد و خود را به مدينه رسانده به حضور پيامبر صلى الله عليهو آله آمد و جريان خود را نقل كرد و سپس گفت: آيا اين شتر براى منحلال است ؟
💡 داستان اين سخن چنين است: ابن عباس گويد: به همراه عمر حج را انجام داديم، عبدالرحمنابن عوف در منى به من گفت: امروز شخصى به نزد عمر آمد، و به او خبر داد كه شخصىادعا كرده است، اگر عمر بميرد من با على عليه السلام بيعت خواهم نمود.(826)
💡 محبالدین خطیب چند قطعه شعر عربی و یک رباعی به فارسی را به قابوس زیاری منسوب کردهاست. محمد عوفی نیز این قطعه فارسی را از قابوس نقل کردهاست: