جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كلمه (سنه ) در جمله (سنه الله فى لذين خلوا منقبل ) اسمى است كه در جاى مصدر به كار رفته، و در نتيجهمفعول مطلقى است براى فعل مقدر، و تقدير آن چنين است: (سن الله ذلك سنه )، و مراداز (الذين خلوا من قبل ) انبياى گذشته، و رسولانقبل از آن جناب است، به قرينه اينكه بعدش مى فرمايد: (الذين يبلغون رسالات الله- همان گذشتگانى كه رسالتهاى خدا را ابلاغ مى كردند).
💡 پس اينكه گفت: (يوسف اعرض عن هذا) اشاره است به پيشامدى كه كرد، و يوسف رازنهار داد كه قضيه را ناديده گرفته به احدى نگويد و آن را فاش نسازد. و از آياتقرآنى هم بر نمى آيد كه يوسف به كسى گفته باشد، و جز اين هم از او انتظار نمىرفت، همچنانكه مى بينيم در برخورد با عزيز اسمى از داستان مراوده نبرد، تا آنكه خودزليخا او را متهم كرد و او هم ناچار شد حق مطلب را بيان كند.
💡 در تعريف او گفته اند: شيطان، قدرتى است نابكار و بسيار بدكردار، نيرو و روحىاست پليد و سركش و طغيان گر؛ حقيقت مطلب اين است كه شيطان، اسم خاص نيست تا برموجودى معين و مشخص دلالت كند و وجود مستقلى ندارد، اسمى است بى نشان؛ مانند سيمرغكه وجود خارجى ندارد و هيچ نام و نشانى براى او نيست، اغلب جاها كه نام شيطان بردهمى شود مراد همان ابليس است كه از دستورهاى خداوند سرپيچى و تكبر كرد.
💡 در آخر دعايى از امام حسين عليه السلام، اين گونه آمده است: اساءلكبكل اسم سمين به نفسك، او انزلته فى شى ء من كتبك، او استاءثرت به فى علمالغيت عندك ؛ (684)تو را با هر اسمى كه خود را به آن ناميده اى، يا در يكى ازكتابهايت آورده اى و يا در علم غيبت نگهداشته اى، مى خوانيم.(685)
💡 خداوند عالم را اسماء حسنى است نامعدود، صفاتش نامحصور، هر اسمىدليل صفتى و هر صفتى بر سبيل معرفتى و هر معرفتى معرف ربوبيتى و هر ربوبيتىمطالب عبوديتى و از جمله اسماء نامتناهى مشيت الهى، 99، اسم و 1001، به حسب استعدادفهم و طاقت بشرى از پررده غيب به صحراى ظهور آيند... همچنانكه اسماء را نهايتىنيست، معانى و بطون هر اسمى را غايت نيست. (مصباح الهداية، ص 23)
💡 براى عده اى از شهرها از بنده خواستند كه براى اداره ى حوزه آن جا بروم، با قرآناستخاره كردم براى دو شهرستان كه ى ادم است، در استخاره همان اسمى كه آن آقافرموده بود، درآمد و اين از معجزات خود قرآن و از كرامات آن مرد بود.