لغت نامه دهخدا
( رزم آرایی ) رزم آرایی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل رزم آرا. عمل رزم آرای. صفت رزم آرا. ( یادداشت مؤلف ). عمل رزم آراستن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رزم آرا و رزم آرای شود.
( رزم آرایی ) رزم آرایی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل رزم آرا. عمل رزم آرای. صفت رزم آرا. ( یادداشت مؤلف ). عمل رزم آراستن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رزم آرا و رزم آرای شود.
( رزم آرایی ) عمل رزم آراستن
رزم آرایی
{order of battle} [علوم نظامی] شناسایی و جمع آوری اطلاعات و توانمندی و ساختار فرماندهی و امکانات جابه جایی نفرات و واحدها و تجهیزات نیروی نظامی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزم تو افروخته به شمسهٔ خَلُّخ رزم تو آراسته به دلبر یغما
💡 مویتای یکی از سبکهای آزاد ورزشهای رزمی است مبارزات آن به صورت فول کنتاکت و در رینگ برگزار میشود.
💡 حاتم طائی و رستم را بگاه بزم و رزم ایدل ار با او مشابه در تصور آوری
💡 داستان فیلم در اواخر قرن نوزدهم اتفاق افتاده و مقاومت استاد افسانه ای هنرهای رزمی «وانگ فی-هونگ» را در مقابل نیروهای خارجی به تصویر میکشد…
💡 یاد بزم دوست دو کی آرد کسی کو، نام رزم دشمنش ورد زبان شد
💡 بنا بر دستور ولادیمیر پوتین دو رزمناو دیگر نیز تا سال ۲۰۲۲ نوسازی و بهینهسازی خواهند شد تا نیروی دریایی روسیه همچنان پر قدرت باقی بماند.