فرهنگستان زبان و ادب
{destage} [علوم نظامی] طراحی مجدد موتور ازطریق برداشتن یک ردیف از تیغه های فشرده ساز محوری
{destage} [علوم نظامی] طراحی مجدد موتور ازطریق برداشتن یک ردیف از تیغه های فشرده ساز محوری
💡 قصیده ای که به مدح تو گفت بنده چو دُر ردیف ساختش از بهر امتحان گوهر
💡 آسمان قد را خداوندا دعاگو میکند بهر مقصودی ردیف شعر خود عمدا براند
💡 ایشان در تاریخ ۱۳۶۱/۸/۳۰ در تبریز به علت ایست قلبی درگذشت و سپس به تهران انتقال یافت و در بهشت زهرا در قطعه ۸۹، ردیف ۱۳۶، شماره ۴۶ به خاک سپرده شد.
💡 نشان ناوکش غیر است و من پنهان ردیف او را کمی قوت فزونتر بود کاش آن شست و بازو را
💡 من این قصیده به مدح تو گفتم و کردم ردیف آنهمه از بهر امتحان کاکل