رخت گرداندن

مترادف‌ها

روی گرداندن، پشت کردن، ترک کردن

متضادها

رو آوردن

فرهنگ معین

( ~. گَ دَ ) (مص ل. ) جابه جا شدن، نقلِ مکان کردن.

ویکی واژه

جابه جا شدن، نقلِ مکان کردن.

جمله سازی با رخت گرداندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ويلسون با كوششهاى طاقت فرساى خويش توانست تشكيلات نسبتا منسجمى بر طبقميل انگلستان در عراق ايجاد كند؛ ليكن پختگى لازم را چون كاكس نداشت. به هميندليل انگلستان در تابستان 1919 م. (1297 ش.) درصدد باز گرداندن كاكس به عراقشد. ولى چون او هنوز دست اندر كار قرارداد وثوق الدوله بود، بازگشتش به تعويقافتاد.(1521)

💡 و ((اصفحوا) از ماده (صفح ) در اصل به معنى دامنه كوه، پهنى شمشير، و يا صفحهصورت است، و اين جمله معمولا به معنى روى گرداندن و صرف نظر كردن به كارميرود، و با قرينه جمله (فاعفوا) معلوم مى شود كه اين روى بر گرداندن به خاطرقهر و بى اعتنائى نيست بلكه به خاطر گذشت بزرگوارانه است.

💡 در آن داستان قدیمی، قهرمان داستان پس از شکست خوردن در نبرد، تصمیم به رخت گرداندن از آن شهر و رفتن به سرزمین‌های دور گرفت.

💡 شاعر با بیانی بسیار زیبا و سوزناک، از رخت گرداندن معشوق از میان خود و رنج‌های ناشی از جدایی ابدی در اشعار خود سخن گفت.

💡 پس از اتمام مراسم تشریفات، بسیاری از میهمانان با بی‌میلی از سالن اصلی رخت گرداندن و ترک کردن محل برگزاری جشن آغاز کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران