لغت نامه دهخدا
رخت پوشیدن. [رَ دَ ] ( مص مرکب ) لباس پوشیدن. جامه به تن کردن.
- امثال:
اگر بپوشی رختی نشینی تختی می بینمت به چشم آنوقتی. ( یادداشت مؤلف ).
رخت پوشیدن. [رَ دَ ] ( مص مرکب ) لباس پوشیدن. جامه به تن کردن.
- امثال:
اگر بپوشی رختی نشینی تختی می بینمت به چشم آنوقتی. ( یادداشت مؤلف ).
لباس پوشیدن جامه بتن کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز ملی چاک سینه رویدادی سالانه است که در آن زنان با پوشیدن لباسهایی یقهباز چاک سینه خود را نمایان میکنند. این روز نخستین بار در آوریل ۲۰۰۲ در آفریقای جنوبی برگزار شد.
💡 پوشیدن لباسهایی که در آن زمان با جنسیت تعیین شده در فرانسه مرتبط نبود غیرقانونی بود، و تبلیغات پیرامون جراحی او باعث شد حقوق دگرباشان جنسی + LGBTQ مورد توجه قرار گیرد.
💡 اگر از معنی آگاهی بساز ای دل به حیرانی که از آیینهها دشوار باشد چشم پوشیدن
💡 راز دل چون موج پوشیدن ندارد ساز من میدرد در هر تپیدن صد گریبان نالهام
💡 کی توان کردن نصیحت عاشق اوباش را؟! کی توان پوشیدن این عیش پدید و فاش را
💡 لباس: تعویض روزانه لباسها از جمله جوراب، لباس زیر و شستن لباس قبل از پوشیدن مجدد آن لازم است.