لغت نامه دهخدا
رحوبوب نهر. [ رَ ن َ ] ( اِخ ) مسقطالرأس شاول ادومی و بر فرات واقع و فعلاً در همان موضع شهری است که به رحابه معروف است. ( قاموس کتاب مقدس ).
رحوبوب نهر. [ رَ ن َ ] ( اِخ ) مسقطالرأس شاول ادومی و بر فرات واقع و فعلاً در همان موضع شهری است که به رحابه معروف است. ( قاموس کتاب مقدس ).
مسقط الراس شاول ادوبی و بر فرات واقع و فعلا در همان موضع شهری است که به رحابه معروف است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانا مثل نماز همچون مثل نهر جارى است، هرگاه آدمى نماز بگذارد گناهانى راكه ميان دونماز او سرزده است مى پوشاند.
💡 بگذاريد آب بردارند! صفين منطقه اى در ساحل شمالى نهر فرات واقع در خاك سوريه نزديك قنسريناست.
💡 چو جوی نهر شد و نهر بحر دانستم که طبع من ز چه آورده گوهر شهوار
💡 لب تشنه نحر شد لب نهر فرات آه با آنکه نهر در غمش آب روان گریست
💡 زنده ماند ز آب نهر او روان جانور تازه گردد ز آب شعر من روان هوشیار
💡 سراب شاهآباد (به لری: سراو شهوا) نام محله و نهری در مرکز شهر خرمآباد است. برخی خبرگزاریها این محله را با شهر ونیز در ایتالیا مقایسه کرده و لقب ونیز ایران را به آن دادهاند.