ربیعهبن نزار

لغت نامه دهخدا

( ربیعةبن نزار ) ربیعةبن نزار. [ رَ ع َ ت ِ ن ِ ن ِ ] ( اِخ ) ابن معدبن عدنان، جد جاهلی قدیم بود. فرزندان وی میان یمامه و بحرین و عراق سکونت داشتند. از نسل وی بنی اسد و عنترة و وائل و جدیلة و دئل و دیگران بودند و از آن قبیله ها شعبه های بیشماری جدا شد که تا امروز وجود دارند. ( از اعلام زرکلی ج 3 چ جدید ). و رجوع به منتهی الارب و انساب سمعانی و عقدالفرید ج 3 ص 286 و حلل السندسیة ص 294و تاریخ کرد ص 110 و تاریخ گزیده چ لندن ص 126 شود.

فرهنگ فارسی

ربیعه بن نزار بن معد بن عدنان جد جاهلی قدیم بود فرزندان وی میان یمامه و بحر بن و عراق سکونت داشتند.

جمله سازی با ربیعهبن نزار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا حدود ۷۰ سال پس از مرگ نزار، نام او را روی سکه‌هایی که در الموت ضرب می‌شد، حک می‌کردند و به نسل او بدون آنکه نامی از آن‌ها برده شود، سلام و دعا می‌فرستادند.

💡 نزار ریان، ارشدترین مقام گروه شبه‌نظامی حماس است که از سال ۲۰۰۴ میلادی تاکنون کشته می‌شود. وی از حامیان حملات انتحاری علیه مردم اسرائیل بود.

💡 گفتمش بشنو ز احوال نزاری دو سه بیت خود نبودش هوس شعر و شعارم برخاست

💡 بر چنبر جهان گذرم بود ازین سبب تن چون رسن نزار و پر از خم بساختم

💡 به نقدِ وقت زمانی به حالِ ما نگران شو هزار یادِ نزاری چه سود بعدِ وفاتش

💡 به زین نگاه کن به نزاری چو ناگهش مست تمام کردی از آن چشم نیم مست