لغت نامه دهخدا
( ربیعةبن عقیل ) ربیعةبن عقیل. [ رَ ع َ ت ِ ن ِ ع َ ] ( اِخ ) مکنی به ابوالخلفاء، از قبیله عقیل بود. ( از منتهی الارب ).
( ربیعةبن عقیل ) ربیعةبن عقیل. [ رَ ع َ ت ِ ن ِ ع َ ] ( اِخ ) مکنی به ابوالخلفاء، از قبیله عقیل بود. ( از منتهی الارب ).
مکنی به ابو الخلفائ از قبیله عقیل بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان عقیلی جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۷۹ نفر (۲۱۱خانوار) بودهاست.
💡 به هر علم بیبدل به هر کار بیبدیل بر دانشش عقول چو نزد علی عقیل
💡 - ترانههای این آلبوم برای دریافت مجوز توسط شادمهر عقیلی بارها بازخوانی و اصلاح شد. همچنین تصویر روی جلد این آلبوم هم به سختی موفق به دریافت مجوز از ارشاد شد.
💡 بردلا، روستایی از توابع بخش عقیلی شهرستان گتوند در استان خوزستان ایران است.
💡 کرده چون در نهاد پای به قیل دست حیدر سزای عقل عقیل
💡 شدم سوی خان تو ایدون دلیل دو شهزاده را از نژاد عقیل