ربیعهبن عسل
لغت نامه دهخدا
( ربیعةبن عسل ) ربیعةبن عسل. [ رَع َ ت ِ ن ِ ع َ س َ ] ( اِخ ) او از قبیله بنی عمربن یربوع و برادر ضبیعبن عسل بود و به خواستگاری دختر معاویه آمد، و بین معاویه و او بحثی هست. ( از البیان و التبیین ج 2 ص 204 ). و رجوع به عقدالفرید ج 4 ص 293 شود.
فرهنگ فارسی
او از قبیله بنی عمر بن یربوع و برادر ضبیع ابن عسل بود و به خواستگاری دختر معاویه آمد و بین معاویه و او بحثی هست.
جمله سازی با ربیعهبن عسل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نباید بودن از پشت و رخ کار جهان غافل چو زنبور عسل نیشی است در دنبال نوش او
💡 کَس عسل بینیش از این دُکّان نخورد کَس رُطَب بیخار از این بُستان نچید
💡 حلاوت آرزوییها گزند آماده است اینجا همه گر در عسل پا افشری بر نیش میآیی
💡 نه عسل نه شکّر است این نه فرات و کوثر است این چه حلاوت است یا رب که تو در کلام داری
💡 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس زانک حوالی عسل نیش زنان بود مگس