لغت نامه دهخدا
ربیعبن مالک. [ رَ ع ِ ن ِ ل ِ ] ( اِخ ) ربیعبن ربیعةبن عوف بن قنان بن انف الناقة تمیمی. رجوع به ربیعبن ربیعة... شود.
ربیعبن مالک. [ رَ ع ِ ن ِ ل ِ ] ( اِخ ) ربیعبن ربیعةبن عوف بن قنان بن انف الناقة تمیمی. رجوع به ربیعبن ربیعة... شود.
ربیع بن ربیعه بن عوف بن قنان بن انف الناقه تمیمی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این باشگاه پیشتر مالک ورزشگاه راهآهن و مجموعه فرهنگی ورزشی شهید چمران نیز بوده است.
💡 اماسسی اسکار نام خود را از پسر دیگو آپونته مدیر و مالک شرکت اماسسی گرفته است.
💡 از گریبان برنمی آرند سر گردنکشان تیغ او تا شد جهان خاک را مالک رقاب
💡 پس بر مالک اتفاق کردند که هیچ کس شایسته تر از او نیست. و نزدیک او آمدند و در نماز بود. صبر کردند تا فارغ شد.
💡 گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است ورهمه مالک بود در راه او جان من است
💡 تعدادی از عزاداران نیز مغازهٔ پدری حسین عبدالباقی مالک این ساختمان را آتش زدند.