رای سالم

مترادف‌ها

نظر درست، نظر صحیح

متضادها

رای ناسالم، رای نادرست

فرهنگستان زبان و ادب

رأی سالم
{legal vote} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رأیی که با رعایت کامل ضوابط انتخابات به یک نامزد داده شود

جمله سازی با رای سالم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و تنها تفسيرى كه از اشكالات گذشته سالم ميماند تفسير هفتم يعنى تفسير

💡 در ری بماندم پا به گل از سال سی تا سال چل زین یازده سالم به دل شد خون هشتاد و نود

💡 فراهم كردن زمينه شادى هاى سالم و حركات سرور آفرين و ورزش هاى نشاط بخش يكىديگر از نيازهاى فرزندان مى باشد.

💡 سالم از بادیه ای برد مرا بیخبری که ز هر خار در او کار عسس می آمد

💡 بنابر این این گردونه (مدول)، تنها گردونهٔ قمری فرازرو است که هنوز سالم است.

💡 عاشقم بر آن بت و دل خون که از اندیشه است کز پس هفتاد سالم بت‌پرستی پیشه است

💡 کمیته برگزاری انتخابات پس از بررسی دقیق تمام برگه‌های موجود، تنها رای سالم را به عنوان آرای معتبر برای تعیین برنده نهایی پذیرفت.

💡 هرگونه علامت اضافی یا تغییر در علامت‌گذاری برگه‌ها باعث می‌شود که آن برگه از حالت رای سالم خارج شده و در شمارش لحاظ نشود.

💡 برای جلوگیری از بروز هرگونه اختلاف در نتایج نهایی، باید دقت کافی در فرآیند علامت‌گذاری و ثبت رای سالم توسط رای‌دهندگان به کار گرفته شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران