راوق صیدنانی

لغت نامه دهخدا

راوق صیدنانی. [ وَ ق ِ ] ( اِخ ) عبداﷲبن حسن حاسب منجم صیدنانی. او راست: کتاب الصیدنه. ( از الفهرست ابن ندیم ). و ظاهراً لقب راوق نیز بمعنی تصفیه کننده و داروگر باشد.

فرهنگ فارسی

عبدالله بن حسن حاسب منجم صیدنانی او راست: کتاب الصیدنه. و ظاهرا لقب رواق نیز بمعنی تصفیه کننده و دارو گر باشد.

جمله سازی با راوق صیدنانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترکان گل ز راوق شبنم شراب صرف در جام لاله کرده و اندر کشیده‌اند

💡 عشق تو بس صادق است آه که دل نیست باده عجب راوق است و جام شکسته

💡 نه کدوی سر هر کس می راوق تو دارد نه هر آن دست که خارد گل بی‌خار تو دارد

💡 ای عشق چه زیبایی چه راوق و گیرایی گر رفت زر و کیسه در کان زریم آخر

💡 از آن قبل دل من در ولای تو صافیست که خون دل را از دیده کرده ام راوق

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز