لغت نامه دهخدا
رامش افزا. [ م ِ اَ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش افزاینده. رامش افزای. رجوع به رامش افزای شود.
رامش افزا. [ م ِ اَ ] ( اِ خ ) این کلمه در قرن ششم نام کتابی قرار گرفته است. ( ذریعه ج 10 ص 59 و 61 ).
رامش افزا. [ م ِ اَ ] ( نف مرکب ) مخفف رامش افزاینده. رامش افزای. رجوع به رامش افزای شود.
رامش افزا. [ م ِ اَ ] ( اِ خ ) این کلمه در قرن ششم نام کتابی قرار گرفته است. ( ذریعه ج 10 ص 59 و 61 ).
مخفف رامش افزاینده. رامش افزای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان نامداری که بهرام بود مرا زو همه رامش و کام بود
💡 ز بس رامش و نالهٔ کرنای تو گفتی بجنبد همی دل ز جای
💡 از پی رامش و آرایش این بزم کزو دهر فردوس مثال وارم آسا آمد
💡 وزان پس همچنین مانند نه ماه به شادی و به رامش گاه و بیگاه
💡 ترا با هنر گوهرست و خرد روانت همی از تو رامش برد
💡 که ما سر به آسایش اندرنهیم دل و جان به یکباره رامش دهیم