راغب اسکندر

لغت نامه دهخدا

راغب اسکندر. [ غ ِ اِ ک َ دَ ] ( اِخ ) وکیل دادگستری بود. او راست: «الاثر الذهبی للمرحوم عطیه بک وهبی » که شامل تحقیقات اوست و از مقالات و خطبه هایی که در علم و ادب و تاریخ و آثار و تربیت زنان نوشته گردآوری شده است. ( از معجم المطبوعات ص 132 ).

فرهنگ فارسی

وکیل دادگستری بود

جمله سازی با راغب اسکندر

💡 در مورد جنگ سوم و آخرین داریوش سوم با اسکندر مضامین مختلفی وجود دارد.

💡 در سال ۳۱۰ پ. م، کاساندر مخفیانه اسکندر چهارم و رکسانا را به قتل رساند.

💡 ای خداوندی که هر جا در جهان اسکندر است خاک درگاه شریفت چشمه حیوان اوست

💡 چشمه آب بقا را خضر خورد و زنده ماند کرده اسکندر نمایان جای آب آئینه را

💡 می بود اگر به دور تو، زان لعل آبدار می داد آب خضر به اسکندر آینه