راست ایین

لغت نامه دهخدا

( راست آیین ) راست آیین. ( ص مرکب ) که آیین راست دارد. که بر آیین راستی است. که راستی پیشه و آیین دارد:
پیاده که او راست آیین شود
نگونسار گردد چو فرزین شود.نظامی ( اقبالنامه ص 148 ).

فرهنگ عمید

( راست آیین ) آن که راستی را پیشه و آیین خود ساخته، کسی که بر آیین راستی است.

فرهنگ فارسی

( راست آیین ) که آئین راست دارد. که بر آئین راستی است که راستی پیشه و آیین دارد.

جمله سازی با راست ایین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست در سینه ترا گر دل روشن صائب می توان راست گذشت از در کاشانه صبح

💡 چو جان با الف تن به قد راست کرد چو بشنید این مژده آن دوست خواه

💡 که آن سرو گلروی چونست حال کزو سام یل راست دل در ملال

💡 هر کرا دید او کمال از چپ و راست از حسد قولنجش آمد درد خاست

💡 آزادی و عشق چون همی باید راست بنده شدم و نهادم از یک سو خواست

💡 یکی آنکه فرسوده و پیر بود کمان آن قد راست چون تیر بود

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز