لغت نامه دهخدا
رئیس العلوم. [ رَ سُل ْ ع ُ ] ( ع اِ مرکب ) سر دانشها. مقدم دانشها. || منطق است. ( از اقرب الموارد ). بر علم منطق اطلاق شود، و آن دانش را «آلةالعلوم » و «میزان العلوم » نیز میخوانند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
رئیس العلوم. [ رَ سُل ْ ع ُ ] ( ع اِ مرکب ) سر دانشها. مقدم دانشها. || منطق است. ( از اقرب الموارد ). بر علم منطق اطلاق شود، و آن دانش را «آلةالعلوم » و «میزان العلوم » نیز میخوانند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
۱- مقدم علمها سردانشها. ۲- علم منطق.
سردانشها. یا منطق است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( و حكى عنه قال فرغت من تحصيل العلوم معقولها و لماكمل ثلث عشرة سنة و شرعت فى التصنيف و لماكمل اثنتى عشرة. ))
💡 سيد مرتضى با تعجب، به خود مى گويد! اين يك بشرعادل و معمولى نيست. ديگران براى خواب پدر بحر العلوم تعبيرهايى نمودند، ازتعبيرهاى جالب يكى اين بود كه آن نور، علم و شهرت جهانى فرزند او است.
💡 3. خرافات شيخيه و كفريات ارشاد العلوم، محمد كاظم خالصى.