ذات الصفا

لغت نامه دهخدا

ذات الصفا. [ تُص ْ ص َ ] ( اِخ ) نام قریه ای به فیوم. || نام ماری یا قسمی مار که نابغه ذکر آن را در شعر آورده و قصه ای دارد.

فرهنگ فارسی

نام قریه بفیوم.

جمله سازی با ذات الصفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سبحان ذى العز الشامخ المنيف، سبحان ذىالجلال الباذخ العظيم، سبحان ذى الملك الفاخر القديم، سبحان من لبس البهجة والجمال، سبحان من تردى بالنور و الوقار، سبحان من يرى اثرالنمل فى الصفا، سبحان من يرى وقع الطير فى الهواء، سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره.

💡 108-اين مطالب از كامل ابن اثير، روضة الصفا، حبيب السير، ابى الفداء وملل و نحل شهرستانى و بعضى جزئيات آن از تاريخ آقا خانيه ماءخوذ است.

💡 آنگاه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: مسلمانانخيال ميكردند سعى ميانه صفا و مروه از بدعت هائى است كه مشركين آن را درست كرده اند،ولى خداى عز و جل اين آيه را نازل كرد: (ان الصفا و المروة من شعائر اللّه، فمن حجالبيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما).

💡 3 در تعظيم شعائر دينى، مهم توجّه وعنايت الهى است، خواه نسبت به جماد باشد، خواه نسبت به حيوان. (اِنّ الصفا و المروة من شعائر اللّه )،

💡 ان الصفا و المروة من شعائر اللّه فمن حج البيت اءو اعتمر فلا جناح عليه اءن يطوفبهما و من تطوع خيرا فان اللّه شاكر عليم - 158.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز