دیگ منجر

لغت نامه دهخدا

دیگ منجر. [ گ ِ م َ ج َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دیگ رخشنده. رعد توپ. رجوع به توپ و دیگ شود.

فرهنگ فارسی

دیگ رخشنده.

جمله سازی با دیگ منجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما اين ازدواج ديرى نپائيد و بر اثر ناسازگاريهاى اخلاقى ميان طرفين، منجر بهطلاق شد، هر چند پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اصرار داشت كه اين طلاقرخ ندهد اما رخ داد

💡 احساس پف کردن: یکی از نشانه‌های نوع مزمن لوسمی، بزرگ شدن طحال است که ممکن است منجر به کاهش اشتهای فرد مبتلا شود، زیرا به دلیل فشار وارده از سمت طحال به معده، فرد احساس سیری می‌کند و مواد غذایی کمتری مصرف می‌نماید.

💡 کشتار ماراقا (به ارمنی: Մարաղայի կոտորած) واقعه‌ای بود، که منجر به کشتار مردم ارمنی تبار روستای ماراقا توسط سربازان جمهوری آذربایجان شد. روستای ماراقا یکی از بزرگترین روستاهای قره‌باغ بود. این کشتار در آوریل ۱۹۹۲ میلادی و در طول جنگ قره‌باغ اتفاق افتاد. در این واقعه دست کم ۴۰ نفر ارمنی کشته و بیش از ۴۳ نفر نیز ربوده شدند.

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز