دیگ انداز

لغت نامه دهخدا

دیگ انداز. [ اَ ]( نف مرکب ) طباخ و آشپز. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

طباخ و آشپز.

جمله سازی با دیگ انداز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوسه بعد از طلب بوسه نبخشد لذت چون جوابی که به انداز حیا خیزد ازو

💡 گرت بباید تا زلف خود کنی همه پیچ ز وعده، درشکن زلف خویش، تاب انداز

💡 غنچه‌ای نیست‌که زخمی زتبسم نخورد باخبر باش که انداز شکفتن تیغ است

💡 رهرو و ره را بدور انداز بی هر دو برو چونکه میدانی حجاب تست راه رهروی

💡 درِ صد زخم جفا زان مژه بر دل باز است غمزه زان ناوک کج سخت درست انداز است

💡 یکایک کف انداز گشته شگرف تو گفتی در آن دشت باریده برف

دوری کن یعنی چه؟
دوری کن یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز