لغت نامه دهخدا
دیه رقه. [ هَِ رَق ق ِ ]( اِخ ) دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار در 20 هزارگزی جنوب خاوری نجف آباد بین شیرکش بالا و پائین با 105 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
دیه رقه. [ هَِ رَق ق ِ ]( اِخ ) دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار در 20 هزارگزی جنوب خاوری نجف آباد بین شیرکش بالا و پائین با 105 تن سکنه. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
دهی است از دهستان نجف آباد شهرستان بیجار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتی از من چه جفا دیه اندر همه عمر آنچه پوشیده نمیماند پیدا چه کنی
💡 او دربارهٔ پرداخت دیه ندا آقاسلطان نیز گفت: «قاضی شهریاری گفت که دیه را قبول کن. گفتم نه، من دیه را نمیخواهم. قاتل ندا را برای من پیدا کنید. دیه به کار من نمیخورد.»
💡 " آند " و " دیه " معنی سرزمینی را میدهد كه قسمنامه تۆرکان اجرا شده است.
💡 چاگوس بخشی از قلمرو بریتانیا در اقیانوس هند میباشد. ساکنان اصلی اینجا چاگوسیها بودند که به وسیلهٔ بریتانیاییها در دههٔ ۱۹۷۰ از سرزمین مادری خود بیرون رانده شدند. آمریکا سالها است که یک پایگاه نظامی در جزیره دیهگو گارسیا برپا کردهاست.
💡 بقیهٔ گروه فرماندهی میبایست با بلو ریج به سمت خلیج فارس حرکت میکردند. وقتی فرمانده ماوز ترخیص شد در ادامه از دیهگو گارسیا به بحرین سفر کرد. او انتظار داشت تا چند روز پیش از به دست گرفتن فرماندهی زمان برای آشنایی با شرایط داشته باشد.